توجه : تمامی مطالب این سایت توسط ربات از طریق نتایج گوگل جمع آوری شده و تمامی مطالب عکس ها و لینک های دانلود برای سایت های دیگر است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود

    1بازدید

    گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود را از سایت تفریح 98 دریافت کنید.

    گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود

    گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

    ---

    گاهی بساط عیش خودش جور میشود

    گاهی دگر تهیه بدستور میشود

    ---

    گه جور میشود خود آن بی مقدمه

    گه با دو صد مقدمه ناجور میشود

    ---

    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

    گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

    ---

    گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست

    ---

    گاهی برای خنده دلم تنگ میشود

    گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود

    ---

    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

    گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

    منبع مطلب : www.bishtarazyek.com

    مدیر محترم سایت www.bishtarazyek.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    متن شعر گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود قیصر امین پور

    متن شعر گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود قیصر امین پور

    متن شعر گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود : شعر بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود یکی از اشعار معروف قیصر امین پور است که در تفسیر عشق سروده شده است.

    در ادامه با شعر ماگرتا همراه باشید تا شعر کامل گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود را با هم بخوانیم…

    گاهی گمان نمیکنی ، ولی خوب میشود        گاهی نمیشود، که نمیشود، که نمیشود

    گاهی بساط عیش خودش جور میشود        گاهی دگر تهیه بدستور میشود

    گه جور میشود خود آن بی مقدمه            گه با دو صد مقدمه ناجور میشود

    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است           گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

    گاهی گدایِ گدایی و بخت باتو یار نیست         گاهی تمام شهر گدایِ تو میشود

    گاهی برای خنده دلم تنگ میشود              گاهی دلم تراشه‌­ای از سنگ میشود

    گاهی تمامِ آبی این آسمان ما                  یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود

    گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود             از هرچه زندگیست، دلت سیر میشود

    گویی به خواب بود جوانی­مان، گذشت                گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

    کاری ندارم کجایی، چه میکنی؟                بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

    قیصر امین‌پور ( متولد ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ – درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶ ) نویسنده، مدرس دانشگاه و شاعر معاصر ایرانی بود.

    او یکی از تاثیرگذارترین شاعران مرد در دوره انقلاب اسلامی و منتخب هفتمین همایش چهره های ماندگار در سال ۱۳۸۷ (بعداز وفات) است.

    در دوم اردیبهشت ماه 1338 در شهرستان گُتوند خوزستان متولد شد.دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل به دزفول رفت.

    امین پور در سال 1357 دیپلم تجربی گرفت و سپس تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته دامپزشکی در دانشگاه تهران آغاز کرد.

    وی در سال 1358 با انصراف از رشته دامپزشکی، به جمع دانشجویان علوم اجتماعی پیوست.

    قیصر امین پور مجدداً در سال 1363 تغییررشته داد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران دنبال کرد و در بهمن ماه سال 1376 با دریافت مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.

    دکتر قیصر امین پور از زمرهِ شاعرانی بود که از همان آغاز فعالیت های حوزه هنری به جمع گروه شعر آنجا پیوست و همگام با سایر شاعران فعال حوزه هنری در بسیاری از شب های شعر برگزار شده در جبهه های دفاع مقدس شرکت کرد و در مناطق مختلف عملیاتی به شعرخوانی پرداخت.

    او عضو شورای شعر و ادبیات حوزه بود و در تشکیل جلسات شعرخوانی و نقد و بررسی شعر و تشویق و ترغیب شاعران جوان انقلاب نقش موثر و ارزنده ای داشت.

    سپس به جمع نویسندگان و شورای سردبیری مجله سروش نوجوان پیوست .همچنین دکتر امین پور به تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه اشتغال داشت.

    منبع مطلب : magerta.ir

    مدیر محترم سایت magerta.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    روانشناسی مثبت گرا


    گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
    گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
    گاهی بساط عیش خودش جور میشود
    گاهی دگر تهیه بدستور میشود
    گه جور میشود خود آن بی مقدمه
    گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
    گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
    گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
    گاهی تمام شهر گدای تو میشود
    گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
    گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
    گاهی تمام آبی این آسمان ما
    یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
    گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
    از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
    گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
    گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
    کاری ندارم کجایی چه میکنی
    بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود


    منبع مطلب : amarrahbaramrey.blog.ir

    مدیر محترم سایت amarrahbaramrey.blog.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 5 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید