توجه : تمامی مطالب این سایت توسط ربات از طریق نتایج گوگل جمع آوری شده و تمامی مطالب عکس ها و لینک های دانلود برای سایت های دیگر است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    قوم بنی اسرائیل پیرو کدام پیامبر بودند

    1بازدید

    قوم بنی اسرائیل پیرو کدام پیامبر بودند را از سایت تفریح 98 دریافت کنید.

    موسی

    موسی

    موسی (به عبری: מֹשֶׁה با تلفظ: مُشِه) (به عربی: موسیٰ) یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل و نیز یکی از شخصیت‌های برجسته در کتاب مقدس و قرآن است. از دیدگاه همهٔ پیروان ادیان ابراهیمی، موسی یکی از بزرگ‌ترین پیامبران خداست و مسلمانان او را از پیامبران اولوالعزم می‌دانند. بنابر روایات سفر خروج و قرآن، مهم‌ترین اقدام موسی کوچاندن قوم بنی‌اسرائیل از مصر به فلسطین بود.

    موسی را از هفتمین نسل ابراهیم دانسته‌اند. او در خانواده‌ای از بنی‌اسرائیل، در مصر زاده شد. پدرش عمران و مادرش یوکابد نام داشتند. او یک برادر بزرگ‌تر از خودش به‌نام هارون و نیز یک خواهر بزرگ‌تر به‌نام میریام (کُلثُم) داشته‌است.

    بنابر روایت تورات و قرآن، هنگامی که موسی متولد می‌شود، از آنجا که فرعون می‌ترسید توسط بنی‌اسرائیل کشته شود، دستور داد تمام پسران آن‌ها را بکشند. خداوند به مادر موسی الهام می‌کند که کودک را در سبدی انداخته و به رودخانه اندازد. همسر فرعون او را از آب می‌گیرد و همسرش را راضی می‌کند تا کودک را به فرزندی بپذیرند. موسی در دربار فرعون بزرگ می‌شود و هنگامی که به سن جوانی می‌رسد، با عقاید فرعون شروع به مخالفت می‌کند. یک‌بار او به جرم کشتن غیرعمد یک قبطی، تحت تعقیب فرعونیان قرار می‌گیرد و به‌ناچار به شهر مدین می‌گریزد. در آن‌جا هشت سال به کاهن مدین که بنا به روایت مسلمانان، شعیب نام داشت، خدمت می‌کند. آن‌گاه باصفورا، دختر شعیب ازدواج می‌کند. بنا به اعتقاد یهودیان[نیازمند منبع]، مسیحیان[نیازمند منبع]، مسلمانان[۱] در بازگشت از مدین، به موسی از سوی خدا وحی شد و او به پیامبری بنی اسرائیل برگزیده شد. موسی به همراهی برادرش، هارون به نزد فرعون می‌رود و او را به یکتاپرستی فرامی‌خواند. موسی سه سال از هارون کوچکتر بود و در زمان سخن گفتن با فرعون در مصر هشتاد سال داشت،[۲] هم چنین موسی بنی اسرائیل را در خروج از مصر رهبری کرد. بنا به اعتقاد یهود، ده فرمان، در کوه طور به موسی الهام شد که پایه‌های شریعت قوم یهود را تشکیل می‌دهد. موسی در نزد مسلمانان به کلیم‌الله مشهور است و یکی از پنج پیامبر اولوالعزم به‌شمار می‌آید. بر اساس روایت تورات، موسی در زمان وفات صد و بیست سال داشت،[۳] بنا به اعتقاد یهود پس از موسی بنا به فرمان خدا، یوشع بن نون از یاران بسیار نزدیک او زمامدار و رهبر بنی اسرائیل شد.[۴]بسیاری از تاریخدان‌ها به وجود تاریخی او شک دارند[۵]

    نام[ویرایش]

    نام موسی را همسر فرعون انتخاب کرده‌است: «او را به فرزندی خود برگزید و نامش را موسی گذاشت.» این نام مصری یا عبری است. اگر ریشه آن را مصری در نظر بگیریم، با توجه به «میس» به معنای «متولد شدن» و «مس» به معنای «یک پسر»، می‌توان این‌گونه نوشت: «او را به فرزندی خود برگزید و نامش را پسر گذاشت.» اما، باید نام موسی ریشه‌ای الهی داشته باشد، و بنابراین نام او شامل نام یکی از خدایان مصری بوده‌است. اگر این نام از ریشه‌ای عبری باشد، با فعل «بیرون کشیدن» در ارتباط خواهد بود. همسر فرعون می‌گوید، «من او را از آب بیرون کشیدم («ماشا»).» این موضوع احتمالاً به روی آب آمدن موسی در مدین یا نقش او در نجات بنی اسرائیل در دریای سرخ مربوط می‌شود. بیشتر دانش‌پژوهان با مصری بودن این نام موافقند و معتقدند که ریشه عبری تفسیر بعدی است. [۶]

    روایات کتاب مقدس[ویرایش]

    پیامبر بنی اسرائیل[ویرایش]

    قوم بنی‌اسرائیل در زمان یوسف و یعقوب در سرزمین گوشن مستقر بودند، اما پیامبری جدید ظهور کرد و قوم بنی‌اسرائیل را از مقرر خود دور نمود. در این زمان موسی فرزند عمران، فرزند قاهت از لاویان زاده شد، که به همراه خانواده یعقوب وارد مصر شده بودند. مادر او یوکابد، از خویشاوندان نزدیک قاهت بود. موسی یک خواهر بزرگتر (۷ سال) به نام مریام، و یک برادر بزرگتر (۳ سال) به نام هارون داشت.

    فرعون دستور داده بود تمام نوزادان عبری مذکر در رود نیل غرق گردند، اما مادر موسی او را داخل یک قایق کوچک قرار داد و این قایق در حاشیه رودخانه درون نی‌زارها پنهان گشت، تا اینکه همسر فرعون او را پیدا و به فرزندی خود قبول کرد. موسی بعد از اینکه به بلوغ رسید، یک مصری را که در حال ضرب و شتم یک عبری بود، به قتل رساند. موسی ترسید که فرعون او را به خاطر کشتن یک غلام مجازات کند، لذا به مدین (سرزمینی بیابانی در جنوب یهودا) گریخت. آن‌جا در کوه طور (که به نام کوه سینا نیز معروف است)، خداوند خود را با نام تتراگراماتون (یا یهوه) به موسی معرفی کرد، و به او فرمان داد تا به مصر برگردد و مردم خود (بنی‌اسرائیل) را از بند رها کند و به سرزمین موعود برساند. موسی برگشت تا دستور خداوند را عملی سازد، اما فرعون از انجام آن امتناع کرد، و بعد از اینکه خدا ۱۰ فاجعه را بر سر مصر آورد، فرعون در مقابلش کوتاه آمد. موسی بنی‌اسرائیل را به مرز مصر برد، اما بار دیگر فرعون به خشم آمد و این موجب شد که او و لشگرش در عبور از دریای قرمز در هم بشکنند، تا نشانه‌ای از قدر خدا برای اسرائیل و سایر ملت‌ها باشد.

    موسی بنی‌اسرائیل را از مصر به کوه سینا برد، و در آن مکان، موسی با بزرگان قومش پیمان بست تا بنی اسرائیل به پیروان یهوه تبدیل شوند، از قوانین الهی پیروی کنند، تا یهوه خدای آن‌ها باشد. با ابلاغ قوانین الهی به وسیله موسی به بنی‌اسرائیل، فرزندان هارون، برادر موسی، مقام کشیش را ایجاد کردند تا آن دسته از بنی اسرائیل را که از قوانین الهی سرپیچی می‌کنند، مجازات نمایند. در آخرین فعالیت موسی در کوه سینا، خداوند برای موسی رهنمود فرستاد تا به همراه بنی‌اسرائیل، به سرزمین موعود، یعنی میشکان رهسپار شود.

    موسی بنی اسرائیل را از سینا به پاران در مرز کنعان برد. فرستادگان با نمونه‌هایی از حاصل‌خیزی خاک برگشتند، اما هشدار دادند که اهالی آن غول پیکرند. بنی‌اسرائیل وحشت کردند و خواهان بازگشت به مصر شدند، حتی برخی علیه موسی و خداوند به شورش برخاستند. موسی به بنی‌اسرائیل اعلام کرد که ساکن شدن در این سرزمین ارزشی ندارد. آن‌ها به مدت ۴۰ سال در بیابان سرگردان شدند، تا زمانی که نسلی که از وارد شدن به کنعان امتناع می‌کردند، مردند، و فرزندشان وارث این سرزمین گشتند.

    پس از گذشت آن ۴۰ سال، موسی بنی اسرائیل را به شرق دریای مرده و سرزمین‌های ادوم و موأب هدایت کرد. آن‌ها در آن مکان از وسوسه بت‌پرستی فرار کردند، توسط بلعم باعورا به نعمت‌های خداوند دست یافتند و مدینیان را که از دشمنان خدا بودند، نابود ساختند. او در حاشیه اردن، بنی‌اسرائیل را جمع کرد. بعد از یادآوری سرگردان بودنشان، قوانین الهی را ابلاغ نمود که مطابق آن، آن‌ها باید در آن سرزمین زندگی می‌کردند، آواز عبادت و تشکر از موسی را می‌خواندند، و قدرت او را به یوشع بن نون می‌رساندند. سپس موسی به بالای کوه نیبو و بر فراز پیسگا رفت، به سرزمین موعود بنی‌اسرائیل که پیش از او گسترش یافته بود، نگاه انداخت، و در سن ۱۲۰ سالگی مرد. او خاشعانه تر از هر انسان دیگری بود، «پیش از موسی هیچ پیامبری برای بنی‌اسرائیل فرستاده نشده بود که اینچنین ارتباط نزدیکی با یهوه داشته باشد.» (کتاب دوم تورات ۳۴:۱۰).

    قانون‌گذار اسرائیل[ویرایش]

    در میان یهودیان امروزی موسی به عنوان «قانون‌گذار اسرائیل» شناخته می‌شود، و قوانین فراوانی را در قالب ۴ کتاب ابلاغ کرده‌است. اولین کتاب، کتاب میثاق، در سفر خروج ۱۹–۲۴ است، خداوند قوانین این کتاب را در پایه سینا بیان کرده‌است. درون میثاق، ده فرمان (سفر خروج ۲۰: ۱–۱۷) و کتاب میثاق (سفر خروج ۲۰: ۳۳–۲۳: ۱۹) قرار دارند. کتاب سفر لاویان شامل بدنه دوم قوانین می‌شود، کتاب سفر اعداد نیز با مجموعه‌ای دیگر از قوانین و سفر تثنیه با مجموعه‌ای دیگر آغاز می‌شود.

    به‌طور سنتی، موسی به عنوان نویسنده این ۴ کتاب به علاوه سفر پیدایش شناخته می‌شود، این دو با یکدیگر اولین و برترین کتاب مقدس یهودیان را با نام تورات تشکیل می‌دهند.

    منابع[ویرایش]

    جدا از برخی منابع پراکنده در سایر متون مقدس یهودی، تمام دانسته‌ها دربارهٔ موسی از کتاب سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه به دست آمده‌اند.[۷] بسیاری از محققان قدمت این چهار کتاب را به دوران هخامنشیان، یعنی ۵۳۸ تا ۳۳۲ قبل از میلاد نسبت می‌دهند.[۸]

    موسی در ادبیات هلنیستی[ویرایش]

    نوشته‌های غیرمقدس دربارهٔ یهودیان، با اشاره به نقش موسی، در ابتدا در آغاز عصر هلنیستی، دوره طلایی یونان در جهان باستان، از ۳۲۳ تا ۱۴۶ قبل از میلاد مسیح آشکار شد. سموئیل نوشته‌است که «یک ویژگی این ادبیات افتخار فراوان در چیزیست که مردم شرق در عموم برخی از گروه‌های میان آن‌ها را نگه می‌دارد.»:۱٬۱۰۲

    علاوه بر مورخان یهودی-رومی یا یهودی-هلنی مانند آرتاپانوس از اسکندریه، ایوپلموس، یوسفوس فلاویوس و فیلون اسکندرانی، برخی مورخان غیر یهودی شامل هکاتئوس از آبدرا (نقل شده ا زدیودور سیسیلیآلکساندر پولیهیستور، مان‌تو، آپیون، چارمون از اسکندریه، تاسیتوس و پورفیری، نیز به او اشاره کرده‌اند. میزان اعتبار این منابع به این بستگی دارد که منابع اولیه ناشناسند.[۹]:۱٬۱۰۳ همچنین در سایر متون مذهبی مانند میشنا (قرن دوم بعد از میلاد)، میدراش (۲۰۰ تا ۱۲۰۰ میلادی)،[۱۰] و قرآن (۶۱۰ تا ۶۵۳ میلادی) به موسی اشاره شده‌است.

    تصویر یوزارسیف، در تاریخ‌نگاری هلنیستی، یک کشیش از دین برگشته مصری است که ارتشی از جذامیان را علیه فرعون فرماندهی می‌کند و در نهایت از مصر تبعید می‌شود، و نامش را به موسی تغییر می‌دهد.

    در هکاتئوس[ویرایش]

    اولین منبع موجود دربارهٔ موسی در نوشته‌های یونانی در تاریخ مصری به هکاتئوس از آبدرا (قرن چهارم پیش از میلاد) بازمی‌گردد. تمام توصیفات باقی‌مانده او دربارهٔ موسی دو منبع هستند که به وسیله دیودور سیسیلی نقل شده‌اند، که آرتور دروگ این‌گونه می‌نویسد، «او موسی را رهبری هوشیار و شجاع توصیف می‌کند که مصر را ترک کرد و یهودیه را برپا ساخت.»[۱۱]:۱۸ مطابق دست‌آوردهای فراوان توصیف شده توسط هکاتئوس، موسی چند شهر را پیدا کرد، یک معبد و آیین مذهبی بنا نهاد، و قوانینی را وضع نمود:

    همچنین دروگ بیان کرد که این عبارت هکاتئوس مشابه گفته‌های متعاقب ایوپلموس بود.[۱۱]:۱۸

    در آرتاپانوس[ویرایش]

    تاریخ‌نگار یهودی آرتاپانوس از اسکندریه (قرن دومم پیش از میلاد) موسی را به عنوان قهرمانی فرهنگی و بیگانه با آیین فراعنه، به تصویر کشید. بر اساس گفته‌های جان بارکلی دین‌شناس، موسی آرتاپانوس، «سرنوشت یهودیان را رقم زد، و با شکوه شخصی، فرهنگی و نظامی خود، برای تمام مردم یهودی اعتبار کسب نمود.»[۱۲]

    آرتاپانوس دربارهٔ این موضوع سخن می‌گوید که موسی به چه طریق به همراه هارون به مصر برمی گردد، و زندانی می‌شود، اما به‌طور معجزه‌آسایی به وسیله نام یهوه فرار می‌کند تا قومش را هدایت نماید. برای گواهی بر این عمل، راهی در معبد ایزیس ایجاد شده‌است که یادآور آن معجزه می‌باشد. او موسی را در سن ۸۰ سالگی این‌گونه توصیف می‌کند: «بلند قامت، سرخ روی، با موهای سفید بلند، و باوقار». اما برخی مورخان به «طبیعت دفاعی بیشتر کارهای آرتاپانوس»[۱۳]:۴۰ با جزئیات فراوان از کتاب مقدس، همانند ارجاع به شعیب اشاره دارند، شعیب غیر یهودی، دلاوری‌های موسی را در کمک به دخترانش تحسین می‌کند و تصمیم می‌گیرد موسی را به عنوان پسر خود معرفی نماید.[۱۳]:۱۳۳

    در استرابون[ویرایش]

    استرابون، یک مورخ، جغرافی‌دان و فیلسوف یونانی بود که در کتاب جغرافیای خود (۲۴ میلادی)، با جزئیات دربارهٔ موسی نوشت، که در واقع او یک مصری بود که از شرایط وطنش اظهار تاسف می‌کرد، و در نتیجه مورد توجه بسیاری قرار گرفت که به خدای او روی آوردند. استرابون برای مثال می‌نویسد، موسی با به تصویر کشیدن خدا به شکل انسان یا حیوان مخالفت می‌کرد، و اعتقاد داشت که خدا ریشه‌ای است که همه چیز را در بر می‌گیرد-خشکی و دریا:[۹]:۱٬۱۳۲

    در نوشته‌های استروبن دربارهٔ تاریخ یهودیت آن‌گونه که درک می‌کند، او مراحل متنوعی از توسعه را توصیف کرده‌است: از اولین مرحله، شامل موسی و وارثانش؛ تا آخرین مرحله که "قلعه اورشلیم به وسیله هاله‌ای از تقدیس احاطه شد." قدردانی‌های مثبت و روشن استرابون دربارهٔ شخصیت موسی، از مشفقانه‌ترین نوشته‌های باستانی است."[۹]:۱٬۱۳۳ تصویر او از موسی مشابه توصیفات هکاتئوس، مردی سرآمد در هوش و شجاعت معرفی شده‌است.[۹]:۱٬۱۳۳

    جان اسمن مصرشناس، به این نتیجه رسیده‌است که استرابون مورخی بوده‌است که به عنوان یک یکتاپرست به ساختار دین موسی نزدیک شده بود." او تشخیص داد که "که تنها یک منبع الهی وجود دارد و هیچ تصویری نمی‌تواند او را نمایش دهد… و تنها راه دست‌یابی به این خدا، زندگی با تقوی و عادلانه است."

    در تاسیتوس[ویرایش]

    مورخ رومی، تاسیتوس (۵۶–۱۲۰ میلادی) با اشاره به یکتاپرستی بودن دین یهودیت و بدون تصویری روشن، به موسی اشاره می‌کند. کار اصلی او، که در آن فلسفه یهودیت را توصیف می‌کند، کتاب تاریخ او (۱۰۰ میلادی) جایی است که، براساس گفته‌های مورفی، در نتیجه یکتاپرستی یهودیان، اسطوره پاگانیسم شکسته شد.[۱۵] تاسیتوس بیان می‌کند که با وجود نظرات متنوع موجود در آن عصر دربارهٔ قومیت یهودیان، تمام آن‌ها به‌طور مشترک موافقند که یک سفر خروج از مصر وجود داشت. بر اساس گفته‌های او، فرعون باکنرانف، که از طاعون رنج می‌برد، در پاسخ به یک الهام از سوی زئوس یهودیان را تبعید نمود.

    مطابق گفته‌های او، موسی و یهودیان تنها ۶ روز در بیابان سرگردان بودند و در روز هفتم به سرزمین مقدس رسیدند.[۱۶]

    در لنگینوس[ویرایش]

    هفتادگانی، نسخهٔ یونانی کتاب مقدس عبری، لنگینوس، نویسنده کتاب بزرگ نقد ادبی در عروج را تحت تأثیر قرار داد، البته نویسنده اصلی هنوز به‌طور قطع معلوم نیست. اما، اکثر محققان موافقند که نویسنده در عصر آگوستوس یا تیبریوس، اولین و دومین امپراتور روم زندگی می‌کرد.

    نویسنده سفر پیدایش را به این شیوه نقل می‌کند، که طبیعت خدا را به روشی درخور بزرگی و خالص‌بودنش نمایان می‌سازد. اما او موسی را با نام مورد خطاب قرار نمی‌دهد، بلکه او را «قانون‌گذار یهودیان» می‌خواند. در کنار ذکر سیسرون، موسی تنها نویسنده غیر یونانی ذکر شده در این کار است، و او توصیف کرد که موسی را حتی از نویسندگان یونانی مانند هکاتئوس از اسکندریه و استریون که با احترام با او رفتار می‌کردند، بیشتر تحسین می‌نمود.[۹]:۱٬۱۴۰

    در یوسفوس فلاویوس[ویرایش]

    در سراسر کتاب آثار باستانی یهودیان اثر یوسفوس فلاویوس (۳۷ تا ۱۰۰ میلادی)، به موسی اشاره شده‌است. برای مثال کتاب هشت چ. چهار، هیکل سلیمان را توصیف می‌کند، و به عنوان اولین معبد شناخته می‌شود. در زمان تابوت عهد، در ابتدا وارد معبد تازه ساخت شد:

    زمانی که سلیمان این کارها (سازه‌های بزرگ و زیبا) را به اتمام رساند، و دهش‌ها را در معبد جمع کرد، و همه این‌ها تنها در هفت سال، نشان‌دهنده ثروت و قدرت او می‌باشد… او همچنین برای حاکمان و بزرگان عبری نامه نوشت، و از همه آن‌ها دعوت کرد در اورشلیم گرد هم آیند، تا هم معبد ساخته شده را ببینند، و هم تابوت را در آن قرار دهند؛ و زمانی که این دعوت در همه جا گسترش یافت… جشن سایه‌بان‌ها نیز هم‌زمان با آن‌ها اتفاق افتاد. عبری‌ها این جشن را مقدس‌ترین و برترین جشن خود می‌دانستند؛ لذا آن‌ها تابوت و خیمه متعلق به موسی و تمام عروقی را که برای اعطا به قربانی برای خدا بودند، حمل نمودند، و در معبد قرار دادند… اکنون در این تابوت جز دو میز سنگی که از ده فرمان محافظت می‌کند، چیز دیگری وجود ندارد. ده فرمان گفته‌های خدا با موسی در کوه سینا است که روی آن میزها حکاکی شده‌است…[۱۷]

    به گفته فلدمن، یوسفوس به «فضایل اصلی هوش، شجاعت، میانه‌روی و عدالت» که مختص موسی بودند، اهمیتی ویژه می‌افزاید. او تقوا را به عنوان اصل پنجم، اضافه می‌کند. به علاوه، او «به علاقه موسی به تأکید بر تحمل رنج و اجتناب از رشوه‌خواری تأکید می‌کند. موسی مانند افلاطون یک مربیست.»[۱۳]:۱۳۰

    در نومنیوس[ویرایش]

    نومنیوس، فیلسوف یونانی، که اهل آپامئای سوریه بود، در طول نیمه دوم قرن دوم میلادی دست به قلم برده‌است. کنیس گوثری تاریخ‌نگار می نوسید، «نومنیوس شاید تنها فیلسوف شناخته‌شده یونانی باشد که زندگی موسی و عیسی را به صراحت مطالعه نموده‌است…»[۱۸]:۱۹۴ او ذهنیت خود را توصیف می‌کند:

    نومنیوس مردی جهانی بود؛ کار او تنها محدود به رازهای یونان و مصر نمی‌شود، بلکه دربارهٔ خدای برهماییان و مغ‌ها نیز سخن گفته‌است. این آگاهی او و استفاده از متون مقدس عبری است که او را از سایر فلاسفه یونانی متمایز می‌سازد. همان‌طور که او هومر را شاعر می‌داند، موسی را پیامبر می‌شمارد. افلاطون نیز به عنوان موسی یونان توصیف شده‌است.[۱۸]:۱۰۱

    در ژوستین شهید[ویرایش]

    ژوستین شهید (۱۰۳ تا ۱۶۵ میلادی)، سنت و فیلسوف دین‌دار مسیحی، با توجه به مطالعاتی دیگر، ادعا نومنیوس را تکرار کرد. پائول باکهام روحانی، بیان کرد که موسی «بسیار قابل‌اعتماد»، ژرف‌اندیش و راستگو بود، زیرا در زمره بزرگترین فلاسفه یونانی قرار داشت.[۱۹] او از طرف ژوستین می‌گوید:

    من شروع خواهم کرد، سپس، با اولین پیامبر و قانون‌گذارمان، موسی… شما باید بدانید که، تمام معلمان، حکما، شاعران، تاریخ‌شناسان، فیلسوفان، قانون‌گذاران، و از همه قدیمی‌تر، تاریخ یونان به ما نشان می‌دهند که موسی اولین معلم دینی ما بوده‌است.[۱۹]

    بررسی تاریخ[ویرایش]

    سنت موسی را به عنوان قانون‌گذار و قهرمان فرهنگی بنی‌اسرائیل، می‌توان در منابع تثنویه، مربوط به قرن هفتم پادشاهی یهودا نسبت داد. موسی شاکله مرکزی مکتب تثنویه از ریشه‌های بنی‌اسرائیل را تشکیل می‌دهد. دیدگاه اصلی این است که تثنویه برپایه موادی استوار است که تاریخشان به زمان پادشاهی اسرائیل بر می‌گردد، لذا روایات کتاب مقدس برپایه سنتی است که تقریباً به قرن دهم، یا چهار قرن بعد از زندگی موسی بازمی‌گردد. در مقابل، مینیمالیست‌های کتاب مقدس مانند فیلیپ دیویس و نیلز پیتر لمچ، به سفر خروج به عنوان یک داستان تخیلی می‌نگرد که در زمان هخامنشیان یا حتی قبل‌تر و بدون هیچ اشاره‌ای به موسی تاریخی، ایجاد شده‌است.[۲۰][۲۱]

    بحث پیرامون تاریخچه خروج مدت‌هاست که بدون هیچ نتیجه قطعی، در حال ادامه است. برای مثال مان‌تو در داستانی تحریف شده که توسط یوسفوس فلاویوس بیان شده‌است، می‌گوید که موسی در اصل یک کشیش از دین خارج شده به نام یوزارسیف بود که جذام را در خارج از آواریس گسترش داد.

    برخی پژوهش‌گران کتاب مقدس گمان می‌کنند، حتی اگر داستان‌های کتاب مقدس چیزی را که بیشتر شبیه یک فرایند تدریجی مهاجرت و پیروزی بوده، به شکل اتفاقی یک دفعه‌ای به تصویر بکشند، احتمالاً در زیر سنت خروج و سینا، هسته‌ای تاریخی بتوان یافت. بنابرین اصل «برده‌داری در مصر»، شرایط تاریخی کنترل امپریالیستی پادشاهی نوین مصر بر کنعان را بعد از فتوحات رامسس دوم بازتاب می‌کند، که تحت فشار مردمان دریا و فروپاشی عصر برنز به تدریج در طول قرن ۱۲ ام کاهش یافت؛ اسرائیل فینکلشتاین به ظهور شهرک‌ها در تپه مرکزی در حدود سال ۱۲۰۰ به عنوان اولین شهرک‌های اسرائیل اشاره می‌کند.[۲۲]

    یک الگوی دوره‌ای از این شهرک‌های مرتفع، مربوط به فرهنگ اطراف، پیش‌نهاد می‌کند که کنعانیان امروزی، روش زندگی کشاورزی و عشایری را ترکیب کردند. زمانی که قوانین مصری با حمله مردمان دریا فروریختند، تپه مرکزی دیگر قادر به محافظت از جمعیت عظیم عشایر نبود، لذا آن‌ها از چادرنشینی به یک‌جانشینی روی آوردند.[۲۳][نیازمند شفاف‌سازی]

    اما فینکلشتاین بیان می‌کند، در کتابی که در همان زمان بسیاری از محققان «خروج» بدان اشاره می‌کردند، مصر در قله شکوه خود به سر می‌برد، و دارای مجموعه‌ای از قلعه‌ها برای محافظت از مرزها و ایستگاه‌های بازرسی به مسیر کنعان بود. این بدان معناست که خروج در مقیاس ذکر شده در تورات غیرممکن بوده‌است.[۲۴]

    درحالی که داستان عمومی خروج و فتح سرزمین موعود ممکن است در وقایع تاریخی ریشه داشته باشد، نقش موسی به عنوان رهبر بنی‌اسرائیل در این وقایع قابل اثبات نیست.[۲۵][۲۶][۲۷][۲۸] ویلیام دور با ریشه کنعانی بنی‌اسرائیل موافق است، ولی محتمل می‌شمارد که برخی مهاجران مصری به شکل موسی در ۱۲۵۰–۱۲۰۰ فرااردن را ترک کرده باشند.[۲۹]

    مارتین نورث بیان می‌کند که دو گروه مختلف وقایع خروج و سینا را تجربه کرده‌اند، و هر یک از آن‌ها مستقل از دیگری، داستان خود را انتقال داده‌اند، او می‌نویسد، «داستان کتاب مقدس عبریانی از مصر به کنعان را دنبال می‌کند که از بافنده‌ای مشترک که زمینه‌ها و سنت‌هایی مختلف را پیرامون شخصیت موسی ایجاد می‌کند، ساخته شده‌است.»[۳۰]

    «فرضیه کنیت» که در سال ۱۸۷۲ توسط کرنلیوس تیله مطرح شده‌است، فرض می‌کند که تصویر موسی بازتاب یک کشیش مدین از یهوه است، که دین او به وسیله کنیت، از کنعان جنوبی (ادوم، موأب، مدین) به اسرائیل گسترش یافته‌است. این ایده بر اساس یک سنت قدیمی (ذکر شده در کتاب داوران) است که بیان می‌کند پدر قانونی موسی یک کشیش از یهوه بود، که یادواره‌ای از ریشه مدین خدا را حفظ می‌کرد. درحالی که نقش کنیت در انتقال فرقه بسیار قابل قبول است، دیدگاه تیل دربارهٔ نقش تاریخی موسی در تحقیقات مدرن کمتر مورد حمایت قرار گرفته‌است.[۳۱]

    ویلیام آلبرات دیدگاه مطلوب‌تری در مقابل دیدگاه مربوط به موسی دارد، اساس داستان‌های کتاب مقدس را پذیرفته، اما تأثیر قرن‌ها انتقال شفاهی و کتبی را شناسایی کرده‌است، که موجب به دست آوردن لایه‌های یک‌پارچگی می‌شود.[۳۰]

    موسی در سنت‌های دینی[ویرایش]

    یهودیت[ویرایش]

    در کتب کاذبه یهودی و دسته تفاسیر خاخامی معروف به میدراش، همانند کارهای قانون شفاهی یهودی، یعنی میشنا و تلمود، داستان‌های ارزشمند و اطلاعات اضافی دربارهٔ موسی وجود دارد. همچنین موسی در سنت یهودی چندین نام مستعار دارد. میدراش، موسی را به عنوان یکی از هفت شخصیت مقدسی می‌داند که نام‌های متفاوتی داشته‌است.[۳۲] نام‌های دیگر موسی عبارت بودند از: یکوتهیل (به وسیله مادرش)، آوی سوکو (به وسیله دایه‌اش) و شمائیاه بن نتانل (به وسیله مردم اسرائیل).[۳۳] همچنین نام‌های تویاه (به عنوان اولین نام)، و لاوی (به عنوان نام خانوادگی)، همان،[۳۴] مچوکیک (قانون‌گذار)،[۳۵] و اهل گاو ایش[۳۶] نیز به موسی نسبت داده شده‌اند.

    مورخان یهودی مانند اپولموس که در اسکندریه زندگی می‌کردند، شاهکار آموزش الفبا به فنیقی‌ها را مشابه افسانه‌های تحوت به موسی نسبت داده‌اند.[۳۷] آرتاپانوس از اسکندریه نه تنها موسی را با توث/هرمس بلکه با موسائس از آتن (که او نامش را معلم اورفئوس می‌نامد) شناسایی می‌کند، و تقسیم مصر به ۳۶ منطقه را به او منسوب می‌نماید. او نام شاهزاده‌ای را که موسی را به عنوان فرزندخوانده فرعون منسوب می‌کند، آورده‌است.[۳۸]

    منابع قدیمی به گمان موسی و گواهی موسی اشاره دارند. در قرن نوزدهم، فردی به نام آنتونیو سریانی متنی لاتین را در میلان پیدا کرد و نامش را گمان موسی گذاشت، اگرچه این متن به گمان موسی یا بخش‌هایی از گمان که نویسنده‌های باستانی گفته بودند، ارتباط نداشت، و این ظاهراً یک گواهی است. این واقعه که نویسنده‌های باستانی گفته‌اند، همچنین در نامه یهودا ذکر شده‌است.

    یهودیان ارتدوکس موسی را موشه رابنو، اود هاشم، آوی هانویم زیا می‌نامند. او "رهبر ما موشه"، "بنده خداً و "پدر تمام پیامبران" توصیف شده‌است. از دیدگاه آن‌ها، موسی نه تنها تورات بلکه نسخه (کتبی و شفاهی) و مخفی را دریافت نمود. او همچنین به عنوان بزرگترین پیامبر شناخته می‌شود.[۳۹]

    فراتر از دوره‌اش، با توجه به اینکه در همه‌جا ۱۲۰ سال به عنوان بیشترین سن برای فرزندان نوح در نظر گرفته شده، یهودیان معتقدند موسی نیز ۱۲۰ سال عمر کرده‌است.

    مسیحیت[ویرایش]

    برای مسیحیان، موسی –که بیشتر در عهد جدید مورد اشاره قرار گرفته‌است- همان‌طور که آموزه‌های مسیح مورد اشاره و شرح قرار گرفته، مظهر قوانین الهی است. نویسندگان عهد جدید اغلب برای شرح مأموریت مسیح، رفتار و گفتار او را با موسی مقایسه می‌کنند. برای مثال، در اعمال رسولان، ۷: ۳۹–۴۳، ۵۱–۵۳، طرد موسی به وسیله یهودیانی که گوساله سامری را می‌پرستیدند، با طرد عیسی به وسیله یهودیان مرتبط است.

    همچنین موسی در چند پیام از عیسی به تصویر کشیده شده‌است. زمانی که مطابق فصل سوم انجیل یوحنا او نقودیموس فریسی را در شب ملاقات نمود، او مار برنجی موسی را که بنی اسرائیل آن را می‌دیدند و مورد درمان قرار می‌گرفتند، با مرگ و رستاخیز خود برای درمان مردم مقایسه نمود. در بخش ششم، عیسی به این ادعای مردم که موسی در صحرا برای قومش گزانگبین فراهم کرد، اینگونه پاسخ داد که او موسی نبود، بلکه خداوند بود. عیسی بیان کرد که او به دست خدا غذای مردم را فراهم نموده‌است.

    موسی، به همراه الیاس، در هر سه تغییر عیسی، در انجیل متی ۱۷، انجیل مرقیس ۹، و انجیل لوقا ۹، او را مشاهده نمود. مسیحیان بعدی تشابه‌های فراوان دیگری بین زندگی موسی و عیسی پیدا کردند، به قدری که عیسی به عنوان دومین موسی شناخته شد. برای مثال فرار مسیح از کشتار بی‌گناه (نقاشی)/کشتار توسط هیرودیس در بیت لحم مشابه فرار موسی از کشتار نوزادان عبری توسط فرعون است. این تشابهات، برخلاف آن‌هایی که در بالا مورد اشاره قرار گرفته‌اند، در کتاب مقدس بیان نگشته‌اند. این مقاله را در نوع‌شناسی (الهیات) مشاهده کنید.

    ارتباط او با مسیحیت مدرن کاهش نیافته‌است. برخی کلیساها موسی را یک قدیس می‌خوانند؛ و در تقویم مربوط به قدیس‌های کلیسای ارتدوکس شرقی، کلیسای کاتولیک و کلیساهای لوتریانی در ۴ سپتامبر به عنوان یک پیامبر برایش جشن می‌گیرند.[۴۰] در تقویم قدیسان کلیسای آپوستولیک ارمنی، در ۳۰ ژوئیه به عنوان پدر مقدس برایش جشن می‌گیرد.

    اعضای کلیسای عیسی مسیح (به‌طور محاوره‌ای به مورمونها مشهورند) در حالت عمومی موسی را به دید سایر مسیحیان می‌نگرند. اما، علاوه بر قبول توانایی‌های مقدس موسی، مورمون‌ها شامل گزیده‌ای از کتاب موسی به عنوان بخشی از کتاب مقدسشان هستند.[۴۱] اعتقاد بر این است که این کتاب ترجمه نوشته‌های موسی بوده و در مروارید گران‌قیمت (مورمونیسم) آمده‌است.[۴۲]

    قدیسان بعدی به‌طور منحصر به فرد معتقدند که موسی بدون مرگ پا به بهشت گذاشته‌است. به علاوه، جوزف اسمیت و الیور کودری بیان کردند که در ۳ آوریل ۱۸۳۶، موسی را در معبد کریتلند دیده‌اند.[۴۳]

    اسلام[ویرایش]

    موسی بیش از هر شخص دیگری در قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌است و زندگی اش بیش از هر پیامبر دیگری نقل و بازگو شده‌است.[۴۴] در حالت عمومی، موسی مشابه محمد پیامبر اسلام است[۴۵] و «شخصیت او برخی از موضوعات اصلی دین اسلام را نمایش می‌دهند»، از جمله «دستور اخلاقی که ما باید خود را تسلیم خدا کنیم.»

    موسی در قرآن هم به عنوان نبی و هم به عنوان رسول توصیف شده‌است، رسول نشان می‌دهد که او یکی از آن پیامبرانی بود که کتاب مقدس و قانون را برای مردم آورد.

    هوستون اسمیت (۱۹۹۱)، ملاقاتی بین موسی و محمد را توصیف می‌کند. او بیان می‌دارد یکی از رویدادهای مهم زندگی محمد و در نتیجه مسلمانان ۵ وعده نماز روزانه است که ناشی از اوست.[۴۶]

    موسی ۵۰۲ بار در قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌است؛ آیاتی که به موسی اشاره دارند عبارتند از: بقره ۴۹ تا ۶۱، الاعراف ۱۰۳ تا ۱۶۰، یونس ۷۵ تا ۹۳، اسراء ۱۰۱ تا ۱۰۴، طه ۹ تا ۹۷، الشعرا ۱۰ تا ۶۶، النمل ۷ تا ۱۴، قصص ۳ تا ۴۶، زخرف ۴۶ تا ۵۵، دخان ۱۷ تا ۳۱ و نازعات ۱۵ تا ۲۵ و بسیاری دیگر. اکثر رویدادهای مهم زندگی موسی که در کتاب مقدس نقل شده‌اند، به‌طور پراکنده در سوره‌های قرآن یافت می‌شوند، فقط داستان خضر و موسی در کتاب مقدس وجود ندارد.[۴۴]

    درواقع، در قرآن در روایات متعددی به موسی و بنی اسراییل اشاره شده‌است.[۴۷] همچنین امام دوازدهم شیعیان دوازده‌امامی نیز از جهت نجات دادن مظلومان و مستضعفان به موسی تشبیه شده‌است.[۴۸]

    در داستان‌های مربوط به قرآن، خدا به یوکابد دستور می‌دهد تا موسی را در یک قایق کوچک قرار دهد و او را روانه نیل کند، بنابرین او موسی را به‌طور کامل به خداوند سپرد.[۴۴][۴۹] آسیه همسر فرعون (نه دخترش)، او را شناور در آب یافت. او فرعون را متقاعد کرد که او را به فرزندی بپذیرند، زیرا هیچ فرزند دیگری نداشتند.

    قرآن بر مأموریت موسی برای دعوت فرعون به سوی خدا[۵۰] و نجات بنی‌اسرائیل[۴۴][۵۱] تأکید دارد. براساس قرآن، موسی بنی‌اسرائیل را به ورود به کنعان دعوت نمود، اما آن‌ها علاقه‌ای به جنگ با کنعانیان نداشتند، و از شکست خوردن می‌هراسیدند. موسی از خدا طلب بخشش نمود و عنوان کرد که او و برادرش هارون از بنی‌اسرائیل سرکش به دورند.[۵۲]

    براساس سنت اسلامی، موسی در مقام نبی موسی در نزدیکی اریحا به خاک سپرده شده‌است.[۵۳]

    نام موسی در قرآن ۱۳۶ بار آورده شده‌است.[۵۴]

    بهائیت[ویرایش]

    در بهائیت، موسی رساننده پیام حق بوده و به اندازه آن‌هایی که در سایر دوران‌ها ارسال شده‌اند، معتبر است.[۵۵] یکی از القاب موسی در بهائیت، «کلیم‌الله» است.[۵۶] موسی به عنوان هم وارکننده راه بهاءالله و وحی نهایی‌اش، و معلم حقیقت توصیف شده و آموزه‌هایش درخور مردم دوران خود بوده‌است.[۵۷]

    پذیرش‌های مدرن[ویرایش]

    ادبیات[ویرایش]

    رمان الواح قانون از توماس من، روایتی از موسی است که شرح آن در سفر خروج در انجیل آمده‌است.

    در فروید[ویرایش]

    زیگموند فروید در آخرین کتاب خود، موسی و یکتاپرستی در سال ۱۹۳۹، بدیهی دانست که موسی یک اشراف‌زاده مصری و پیرو یکتاپرستی آخناتون بود. به دنبال تئوری مطرح شده توسط منتقدان امروزی، فروید اعتقاد دارد که موسی در صحرا به قتل رسید، و حس جمعی پدرکشی که همواره در قلب یهودیان قرار داشت، ایجاد شد. او نوشت، «یهودیت آیین پدر و مسیحیت آیین پسر شده بود.» ریشه مصری موسی و پیام‌هایش مورد توجه پژوهش‌گران فراوانی قرار گرفته‌است.[۵۸]

    بر خلاف این دیدگاه، آیین موسی در تمام جنبه‌ها به جز ویژگی اصلی، یعنی پرستش خدای یگانه، با آیین آتون‌پرستی مختلف است،[۵۹] البته این موضوع برای مثال در مناجات بزرگ با آتن و مزامیر ۱۰۴ به‌طور گسترده‌ای مورد بحث قرار گرفته‌است.[۶۰][۶۱] تفسیر فروید از موسی تاریخی این است که او بین تاریخ‌نگاران مورد قبول واقع نشده‌است، و بسیاری به صورت شبه‌تاریخی به او می‌نگرند.[۶۲]

    نقد[ویرایش]

    در اواخر قرن ۱۸ ام، توماس پین دادارباور در کتاب عصر خرد دربارهٔ مدت قوانین موسی اظهار نظر نموده، و اینگونه بیان کرده‌است که «شخصیت موسی، همان‌طور که در کتاب مقدس ذکر شده، بسیار ترسناک است.»[۶۳] او برای اثبات این موضوع به یکی از داستان‌های کتاب مقدس اشاره می‌کند. در قرن ۱۹ام، رابرت اینگرسول ندانم‌گرا نوشت «... که تمام این ندانم‌کاری‌ها، بدنامی‌ها، سنگ‌دلی‌ها و کارهای زشت که در کتب پنجگانه عهد عتیق ذکر شده‌اند، سخنان خداوند نیستند، بلکه، آن‌ها اشتباهات موسی می‌باشند.»[۶۴] در قرن بیست و یکم، ریچارد داوکینز خدا ناباور، با توجه به روایتی از کتاب مقدس، به نتیجه رسید که، «نه، موسی الگویی برای اخلاق مدرن نیست.»[۶۴]

    هنر تجسمی[ویرایش]

    موسی به دلیل قانون‌گذار بودن، در چند ساختمان دولتی در ایالات متحده به تصویر کشیده شده‌است. در کتابخانه ملی کنگره آمریکا یک مجسمه بزرگ از موسی در کنار مجسمه پولس قرار گرفته‌است. موسی یکی از ۲۳ قانون‌گذاریست که نقش‌برجسته مرمریاش در تالار مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا در کاخ کنگره قرار دارد. سایر ۲۲ قانون‌گذار رو به سمت موسی هستند که تنها نقش‌برجسته رو به جلوست.[۶۵][۶۶]

    موسی هشت بار در کنده‌کاری حلقه سقف تالار بزرگ دیوان عالی نمایان شده‌است. تصویر او همراه تصویر سایر چهره‌های قدیمی مانند سلیمان، زئوس خدای یونانیان، و مینرو الهه عقل و هنر رومیان آمده‌است. سنگ‌فرش شرقی ساختمان دیوان عالی، موسی را درحالی نمایش می‌دهد که دو لوح در دست دارد. این لوح‌ها ده فرمان حک شده بر درهای بلوطی دادگاه را نمایان می‌سازند، که به وسیله چهارچوب‌های برنزی احاطه شده‌اند. یک تصویر بحث‌برانگیز درست در بالای سر رئیس عدالت قرار گرفته‌است. در مرکز مجسمه ۴۰ فوتی اسپانیایی لوحی قرار دارد که اعداد رومی ۱ تا ۱۰ را با برخی اعداد مخفی نشان می‌دهد.[۶۷]

    مجسمه میکل‌آنژ[ویرایش]

    مجسمه موسی اثر میکل آنژ در کلیسای سن پیترو در وینکولی رم، یکی از شاهکارهای جهانیست. شاخ‌های بالای سر مجسمه موسی حاصل ترجمه غلط کتاب مقدس از عبری به کتاب مقدس ولگاته لاتین است. معنی واژه استعمال شده از کتاب خروج «شاخ» یا «تابش» است. تحقیقات مؤسسه باستان‌شناسی آمریکا نشان می‌دهد که این واژه زمانی مورد استفاده قرار گرفت که موسی «بعد از دیدن شکوه ایزدی به سمت افرادش برگشت،» و چهره‌اش «تابان گشت.»[۶۸] در آثار هنری اخیر یهودی اغلب تابش‌هایی از سر موسی خارج می‌شود.[۶۸]

    یک نویسنده دیگر توضیح می‌دهد، «زمانی که سنت جروم عهد عتیق را به لاتین ترجمه کرد، فکر کرد که هیچ‌کس جز مسیح نباید پرتو نور تابش کند؛ لذا از ترجمه دوم استفاده نمود.»[۶۹][۷۰] اما استیفن لنگ اشاره می‌کند که نسخه جروم موسی را با «تابش‌های شبیه به شاخ» توصیف کرد ولی به‌طور ناشیانه آن گونه ترجمه کرد که گویا شاخ دارد.[۶۹][۷۰] او همچنین اشاره کرد که به گفته جروم موسی بر روی یک تخت پادشاهی تکیه زده بود، در حالی که موسی نه پادشاه بوده و نه هرگز روی چنین تختی نشده بود.[۶۹][۷۰]

    فیلم و تلویزیون[ویرایش]

    موسی در فیلم صامت ده فرمان به کارگردانی دومیل، در سال ۱۹۲۳ به بازیگری تئودور روبرتز، در نقش او، به تصویر کشیده شد. در فیلم دیگری با همین نام، یعنی ده فرمان به کارگردانی سیسیل ب دومیل در سال ۱۹۵۶ با بازی چارلتون هستون به موسی پرداخته شده‌است. در سال ۲۰۰۶ نیز یک سریالی تلویزیونی با نام ده فرمان تولید شد.

    برت لنکستر در سریال چند قسمتی موسی قانون‌گذار نقش موسی را بازی کرد. در فیلم تاریخ جهان، قسمت ۱، مل بروکس نقش موسی را بازی کرده‌است.[۷۱] بین کینگزلی در انیمیشن ده فرمان محصول سال ۲۰۰۷ گوینده است.

    در انیمیشن شاهزادهٔ مصر از محصولات شرکت دریم‌ورکس در سال ۱۹۹۸، موسی با گویندگی ال کیلمر شخصیت اصلی داستان است.[۷۲]

    هجرت: خدایان و پادشاهان[۷۳] (به انگلیسی: Exodus: Gods and Kings) یک فیلم خیال‌پردازی حماسی برگرفته از کتاب مقدس محصول سال ۲۰۱۴، به کارگردانی ریدلی اسکات است. این فیلم به تفسیری از داستان سفر خروج موسی از مصر و هدایت قوم بنی‌اسرائیل می‌پردازد. در این فیلم بازیگرانی همچون کریستین بیل، سیگورنی ویور، بن کینگزلی، آرون پل، جوئل ادگورتون و گلشیفته فراهانی به ایفای نقش پرداختند.

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    پانویس[ویرایش]

    ترجمه از ویکی‌پدیا انگلیسی

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بنی‌اسرائیل

    بنی‌اسرائیل

    بنی‌اسرائیل (به عبری: בני ישראל) به معنای فرزندان اسرائیل، کنفدراسیونی از قبایل سامی در عصر آهن است که در خاور نزدیک باستان می‌زیستند. بنا به گزارشات کتاب‌های مقدس ادیان ابراهیمی، فرزندان و نوادگان یعقوب به این نام خوانده می‌شدند. گفته می‌شود این قوم ریشه و پایه قومی هستند که بعدها یهود نامیده شد.

    وجه تسمیه[ویرایش]

    اسرائیل واژه‌ای عبری است که از ترکیب «اسرا» (به معنای عبد) «ایل» (به معنای خدا) ساخته شده و در مجموع به معنای «بندهٔ خدا» است.[۱] البته در کتب یهود به معنی غلبه‌کننده بر خدا یا کشتی گرفته با فرشته آمده است. این داستان از داستان کشتی گرفتن یعقوب با خدا، یا فرشته‌ای از جانب خدا در عهد عتیق گرفته شده‌است که بعد از این مبارزه نام یعقوب به اسرائیل تغییر می‌کند.[۲] از این رو به فرزندان و نوادگان او «بنی اسرائیل» گفته می‌شود.

    در عهد عتیق لغت اسرائیلی به معنی دوازده قبیله بنی اسرائیل و همچنین به معنی مردم کشور اسرائیل قدیم است. در حدود قرن ۵ قبل از میلاد، بازماندگان دوازده قبیله بنی اسرائیل یهود (قبیله‌های جودا، شیمون، و بعضی از بنیامین و لوی) نامیده شدند.

    در عهد عتیق[ویرایش]

    در تورات نسل بنی اسرائیل به یعقوب پیامبر نوه ابراهیم می‌رسد که بعد از یک اتفاق شگفت‌انگیز تمام شب با خدا یا فرشته‌ای از جانب خدا کشتی می‌گیرد و در نهایت پیروز می‌شود. یعقوب دوازده پسر داشت که نام این پسران: روبن، شیمون، لاوی، جودا، دن، نفتالی، گد، آشر، ایساکر، زبولون، یوسف و بنیامین بود. فرزندان این پسران دوازده قبیله بنی اسرائیل را تشکیل دادند. مادران فرزندان یعقوب عبارتند از:

    یعقوب و پسران او به دلیل دعوت برادرشان یوسف که در آن زمان عزیز مصر بوده به سرزمین مصر مهاجرت می‌کنند. وقتی آن‌ها به مصر می‌روند تعدادشان ۷۰ نفر است که در چهار نسل به ۶۰۰٫۰۰۰ نفر افزایش میابند. فرعون از قدرت گرفتن فرزندان یعقوب ترسیده و دستور می‌دهد که تمامی فرزندان پسر آن‌ها را بکشند. خدای اسرائیل نام خود را به موسی نشان می‌دهد که از نسل لاوی است. در این زمان خدا آن‌ها را از اسارت نجات داده و قوانین خود را به آن‌ها می‌دهد تا آن‌ها ملت او باشند؛ ولیکن اسرائیلیها دارای ایمان کافی نیستند و اجازه ورود به سرزمین موعود را نمی‌یابند. بعد از مرگ موسی و نسل او، نسل بعدی به رهبری یوشع وارد کنعان می‌شوند و اختیار آن سرزمین را به دست می‌گیرند؛ ولیکن باز اسرائیلیها ایمان کافی ندارند و دچار مشکلات می‌شوند.

    بنی اسرائیل از خدا درخواست یک شاه می‌کنند و خدا به آن‌ها طالوت(شائول) را می‌دهد. داوود نبی بعد از طالوت قدرت را به دست می‌گیرد. در زمان داوود اسرائیلیها حکومت خدا را به دست می‌آورند. فرزند داوود به نام سلیمان، معبدی برای پرستش خدا می‌سازد. در عهد عتیق آمده که سلیمان اجازه می‌دهد زنان خارجی او به پرستش خدایان خود بپردازند و پس از درگذشت وی پادشاهی او به دو بخش تقسیم می‌شود.

    پادشاهی شمال اسرائیل گناه می‌کنند و اجازه بت‌پرستی می‌دهند و در توحید شکست می‌خورند. از این رو خدا اجازه می‌دهد که قومهای دیگری بر آن‌ها غلبه کرده و جایگزین آنان شوند. در جودا (پادشاهی جنوب)، بعضی به توحید روی می‌آورند ولیکن بعضی دیگر بت‌پرست شده و حتی در معبد سلیمان بت‌پرستی می‌کنند. از این رو خدا اجازه می‌دهد که جودا شکست خورده و در بابل به اسارت گرفته شود و معبد سلیمان نابود گردد.

    ولیکن با وجود گناه‌های آن‌ها کورش بزرگ، آنان را از بند رهایی می‌بخشد. اسرائیلیان اجازه پیدا می‌کنند که به جودا بازگردند و معبد را دوباره بسازند. بعد از فتح بابل توسط پارسیان در جودا تبدیل به یک استان امپراتوری هخامنشیان شد.[۴]

    در قرآن[ویرایش]

    در قرآن بارها به بنی اسرائیل اشاره شده‌است. همچنین در چند جا از یعقوب با نام اسرائیل نام برده شده‌است با اینکه داستان تغییر نام یعقوب به اسرائیل در قرآن نیامده است. در قرآن آمده است که خداوند به بنی اسرائیل وعده داده است که دو بار در زمین فساد خواهند کرد. در بار نخست که خراب شدن معبد اول است آن‌ها از آنجا رانده می‌شوند و به اسارت در می‌آیند. در بار دوم مانند بار نخست معبد آن‌ها خراب شده و از آنجا بیرون رانده می‌شوند.[۵] در قرآن خداوند ذکر می‌کند که بر خلاف نظر عهد عتیق سلیمان کافر نشده و گناه نکرد.[۶] نام قبیله‌های بنی اسرائیل در قرآن ذکر نشده‌است.

    در دنیای امروزی[ویرایش]

    یهودیان اِشکِنازی[ویرایش]

    اِشکِناز واژه‌ای عبری برای سرزمین آلمان است. از این رو به یهودیانی که در قرون وسطی در آنجا زندگی می‌کردند «اِشکِنازی» می‌گویند. این گروه از یهودیان احتمال زیاد در زمان امپراتوری روم به آنجا کوچ داده شده‌اند. این کوچ احتمالاً در حدود سال ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ بعد از میلاد بوده‌است.

    یهودیان سفاردی[ویرایش]

    یهودیان سفاردی یهودیان اسپانیا و پرتغال هستند. این یهودیان به مدت هزار سال در آن منطقه زندگی می‌کردند تا اینکه در سال ۱۴۹۲ با پیروزی کلیسای کاتولیک از آنجا رانده شدند. این یهودیان به شمال آفریقا، هلند، انگلیس، فرانسه، لهستان، امپراتوری عثمانی و آمریکای جنوبی مهاجرت کردند. حضور این یهودیان در امپراتوری عثمانی بسیار گسترده بود.

    یهودیان میزراهی[ویرایش]

    یهودیان میزراهی یهودیان خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز هستند. معمولاً این یهودیان در کشورهای دارای جمعیت اکثریت مسلمان زندگی می‌کردند. یهودیان ایرانی، عراقی، سوری، افغانی، بخارایی، کردی، گرجی و غیره جزو این گروه هستند.[۴]

    تست ژنتیکی[ویرایش]

    آزمایشهای ژنتیکی ثابت کرده‌است که بسیاری از یهودیان دارای جد مشترکی در منطقه خاورمیانه هستند. یهودیان به ندرت با غیر یهود ازدواج می‌کردند و از این رو ازدواج آن‌ها بیشتر در بین یهودیان دیگر بود. آزمایش ژنتیکی نشان داده است که مقدار این ازدواج با غریبه‌ها در بعضی نسلها کمتر از ۰٫۵ درصد بوده‌است.[۷]

    یهودیان امروزه خود را بازمانده دوازده قبیله اسرائیل می‌دانند. بر اساس کتاب مقدس یهود مخلوطی از قبیله جودا، قبیله بنیامین، قبیله شیمون و لوی است.

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بنی اسرائیل به چه کسانی گفته می‌شود؟ / آیا نسل همه پیامبران از بنی اسرائیل است؟

    بنی اسرائیل نام فرزندان و نوادگان حضرت یعقوب است و گفته می‌شود همه پیامبران الهی از نسل وی هستند و بنوعی از نسل بنی اسرائیل اند. اما در این بین سوالی پیش می‌آید که آیا نسل پیامبر اکرم (ص) نیز از نسل بنی اسرائیل است؟!

    باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا امروز با جمع آوری مطالبی پاسخ این سوال را بیابد، پس پیشنهاد می‌کنیم باما همراه باشید.

    معرفی بنی اسرائیل

    اسرائیل واژه‌ای عبری ترکیب «اسرا» و «یل» است که در لغت عبری «اسرا» به معنای عبد و «ایل» به معنای خدااست و در مجموع به معنای «بنده خدا» است که به فرزندان و نوادگان یعقوب گفته می‌شود. این قوم ریشه و پایه قومی هستند که بعد‌ها یهود نامیده شد.

    این مطلب را از دست ندهید: راز جوشیدن چشمه‌های آب به اذن خداوند برای قوم بنی اسرائیل چه بود؟

    البته در کتب یهود به معنی غلبه‌کننده بر خدا یا کشتی گرفته با خدا آمده است. این داستان از داستان کشتی گرفتن یعقوب با خدا، یا فرشته‌ای از جانب خدا در عهد عتیق گرفته شده‌است که بعد از این مبارزه نام یعقوب به اسرائیل تغییر می‌کند.

    از این رو به فرزندان و نوادگان او «بنی اسرائیل» گفته می‌شود.

    در عهد عتیق لغت اسرائیلی به معنی دوازده قبیله بنی اسرائیل و همچنین به معنی مردم کشور اسرائیل قدیم است.

    در حدود قرن ۵ قبل از میلاد، بازماندگان دوازده قبیله بنی اسرائیل یهود (قبیله‌های جودا، شیمون، و بعضی از بنیامین و لوی) نامیده شدند.

    این مطلب را از دست ندهید: داستان نهی بنی اسرائیل از ماهی گیری روز شنبه چه بود؟

    بنی اسرائیل در قرآن

    در قرآن بار‌ها به بنی اسرائیل اشاره شده‌است. همچنین در چند جا از یعقوب با نام اسرائیل نام برده شده‌است با اینکه داستان تغییر نام یعقوب به اسرائیل در قرآن نیامده است. در قرآن آمده است که خداوند به بنی اسرائیل وعده داده است که دو بار در زمین فساد خواهند کرد.

    این مطلب را از دست ندهید: چرا از نسل حضرت یوسف (ع) پیامبری برگزیده نشد؟

    در بار نخست که خراب شدن معبد اول است آن‌ها از آنجا رانده می‌شوند و به اسارت در می‌آیند. در بار دوم مانند بار نخست معبد آن‌ها خراب شده و از آنجا بیرون رانده می‌شوند.

    در قرآن خداوند ذکر می‌کند که بر خلاف نظر عهد عتیق سلیمان کافر نشده و گناه نکرد.

    نام قبیله‌های بنی اسرائیل در قرآن ذکر نشده‌است.

    این مطلب را از دست ندهید: چرا خداوند پیامبرانش را آزمایش می‌کند؟

    نسل پیامبر اسلام از کیست؟

    پیامبران شناخته شده بنی اسرائیل را که در کتاب‌ها آمده است، تنها ۴۷ یا ۴۸ نفر گفته اند و این در حالی است که تعداد پیامبران را تا ۱۲۴۰۰۰ پیامبر شمرده اند؛ البته توجه به این نکته بد نیست که پیامبران شناخته شده بنی اسرائیل را که در کتاب‌ها آمده است، تنها ۴۷ یا ۴۸ نفر گفته اند.

    این مطلب را از دست ندهید: مقبره کدام یک از پیامبران الهی در ایران است؟

    این در حالی است که تعداد پیامبران را تا ۱۲۴۰۰۰ پیامبر شمرده اند؛ البته ممکن است بسیاری از آن‌ها نیز از بنی اسرائیل بودند؛ اما غیر بنی اسرائیل نیز در میان آن‌ها بوده اند. البته داستان بنی اسرائیل، در قرآن و روایات بیش‌تر مورد توجه بوده و این توجه فراوان باعث شده که تصور شود که تعداد آن‌ها زیاد بوده است؛ وگرنه دلیلی قاطعی نداریم که در مقایسه با اعصار و ادیان دیگر، تعدادشان بیش‌تر بوده است.

    برخی پیامبران از نسل حضرت اسحاق (ع) هستند و تعدادی دیگر نیز از نسل حضرت اسماعیل (ع) بوده‌اند؛ مثلاً حضرت یعقوب (ع) از نسل اسحاق بوده و اسرائیل لقب حضرت یعقوب است. از امام صادق (ع) نقل است که یعقوب و عیص، فرزندان اسحاق پیغمبر توأم متولّد گردیدند و نخست عیص به دنیا آمد، سپس یعقوب، و یعقوب که همان اسرائیل است که به معنای عبدالله است؛ زیرا [به زبان عبری]«اسرا» عبد، و «ایل» الله است.

    این مطلب را از دست ندهید: ماجرای سه دعای ناکام که برای زاهد قوم بنی اسرائیل دردسرساز شد

    ولی پیامبر اسلام (ص) از نسل حضرت اسماعیل و از تبار حضرت ابراهیم (ع) می‌باشد. بنابراین، از بنی اسرائیل نبودند. بنی اسرائیل همه از نسل یعقوب و اسحاق پیامبر هستند.

    بله، جد اعلای همه آنان حضرت ابراهیم هستند.

    انتهای پیام/

    منبع مطلب : www.yjc.ir

    مدیر محترم سایت www.yjc.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 9 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید